عقل دو عقل است اول مکسبی
از پی اش آواره تو روز و شبی
می روی آمادگی و مدرسه
بعد دانشگاه و یونیورتسه
روز و شب جان می کنی با دلهره
جیب تو صاف است همچون سرسره
آخر کار از برای مادرت
مدرکی گیری ، بکوبی بر سرت
عقل دیگر هدیه ی شیطان بود
منشا آن داخل چمدان بود
چو ز جیبت هم چو چشمه جوش کرد
نه شود گنده، نه ديرينه، نه زرد !
ور در بانکش بود بسته چه غم
کو همی جوشد ز جیبت دم به دم!
عقل اول عقل مسکینان بود
مایه ی کاهندگی جان بود
عقل دوم مال از ما بهتران
لیک باید تو بدانی "راز" آن
خوب حرف اوستادت گوش کن
با دهان عقل، می را نوش کن
هرچه علم اندوختی بنداز دور
تا نگردی از ره اصلی به دور
گر ندانی چیزی از "قانون جذب"
می نگردد جیب تو کانون جذب!
رو کنون فیزیک کوانتوم بخوان
مابقی کشک است، جز این را نخوان
بعد اینجوری ! چهار زانو بشین
باطن تاریک خود از نو ببین
چاکراها ی دو جیبت باز کن
کسب علم و معرفت آغاز کن
عقل تحصیلی مثال جوی ها
موش ها شویند در آن روی ها
شهریه گر قطع شد، شد بی نوا
در کوانتوم جوی آب چشمه را!
دیر شد وقت وداعست ای جوان
وقت من همچون زر است این را بدان
گر بخواهی بیشتر آگه شوی
صاحب علم و هنر ناگه شوی
این شماره دفتر کار من است
صبح فردا هم سمینار من است
مبلغی ناچیز را بهر ثواب
می کنی واریز اندر این حساب
منشی ام هر لحظه پاسخگوی توست
عاشق چشم و رخ و ابروی توست
(عسل الشعرا)
پی.اس:تقدیم می شود به متولدین خوش حال دهه ی شصت.
دوباره پی.اس:با پوزش از مولانا جلال الدین بلخی .